محمد ابراهيمى وركيانى
158
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
جوانان نورسيده و زنان ، اما هيچكس از مردم سالخورده و اشراف ، پيرو او نشدهاند . گفت : كسانى كه پيرو او شدهاند ، او را دوست دارند و به دينش دلبستهاند ، يا از او دست برمىدارند ؟ گفتم : تاكنون نشده كه كسى پيرو او شود و از او دست بردارد . گفت : آيا خيانت مىكند ؟ ابوسفيان مىگويد در پاسخ به سؤالات هرقل فرصتى براى گوشه زدن نيافتم ، جز اين پرسش كه در جواب گفتم : نه ، ما با او به صلح هستيم ، ولى از خيانت او در امان نيستيم . هرقل به سخن من توجهى نكرد و گفت : من از نسب او پرسيدم ، گفتى نسبش متوسط است . البته خداوند پيامبران را از مردم متوسط انتخاب مىكند . پرسيدم كسى از خانوادهء او چنين ادعايى كرده كه از او تقليد نموده باشد ، گفتى نه . وقتى پرسيدم آيا شاهى داشته كه از او گرفتهايد و اين ادعا را براى تجديد مقام خود نموده است ، گفتى نه . دربارهء پيروان او پرسيدم ، گفتى ضعيفان و بيچارگان و نوجوانان و زنان پيرو اويند . بهواقع پيروان پيامبران در همهء دورانها چنين بودهاند . وقتى پرسيدم پيروانش آيا او را دوست دارند و به دينش دلبستهاند ، گفتى هيچكس پيرو او نشده كه از او دست برداشته باشد . در واقع بايد همچنين باشد ؛ زيرا وقتى حلاوت ايمان در دلى جاى گرفت ، از آن بيرون نمىرود . هنگامى كه پرسيدم آيا خيانت مىكند ، گفتى نه . اگر راست گفته باشى ، او بر تخت من غلبه مىكند . خوش دارم نزد وى مىبودم و پاهايش را مىشستم ! برخيز و دنبال كار خود برو ! من نيز از پيش وى برخاستم و درحالىكه دستهاى خود را بههم مىزدم ، گفتم كار محمد بالا گرفت . « 1 » دو . نامهء پيامبر ( ص ) به خسرو پرويز پيامبراكرم به نقل از يعقوبى در نامه به پادشاه ايران چنين نگاشته است : بسم الله الرحمن الرحيم من محمد رسولالله الى كسرى عظيم فارس سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لا إله الا الله وحده لا
--> ( 1 ) . بنگريد به : همان ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 290 ؛ ابنحنبل ، المسند ، ج 4 ، ص 75 ؛ مجلسى ، بحارالأنوار ، ج 20 ، ص 378 ؛ اصفهانى ، الأغانى ، ج 6 ، ص 362 ؛ حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 181 .